![]() |
![]() |
|
| غم بی کسی |
|
من درد تورا از دست اسان ندهم
دل برنکنم زدوست تا جان ندهم از دوست به یادگاری دردی است که ان درد به صد درمان ندهم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:44 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
اگه خرابی خرابتم اگه مستی شرابتم
اگه هستی کنارتم اگه نیستی با یادتم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:42 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
تو را از بس زلالی دوس دارم تو را از بی مثالی دوس دارم اگرچه شاخه ای گل هم ندارم تو را با دست خالی دوس دارم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:41 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
قلب من در قلب تو در جان توست
قلب من در هر کجا خواهان توست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:39 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
در سایه مهربانی تو بر پا شده این جوانی من
باشد به فدای یک نگاهت عمر منو زندگانی من |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:38 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
خیال کردم بری میری از یادم
تو رفتی و نرفت چیزی از یادم تو رفتی تازه عاشقتر شدم من از اونی که بودم بدتر شدم من صبح تا شب این شده کارم که واسه چشات بیدارم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:37 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
قلبی از عشق دارم امشب شعر های فراوان دارم امشب
دیدگانم همه بارانی و خیس خیس است هوای کوی یار دارم امشب تنها ی بی تو بودن مرا پژمرد بیا ساقی که من غم دارم امشب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:35 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
با مردمان بی دل گفتن چه سود دارد
با ابر دلشکسته با اسمان خسته بادرد ریشه بسته رفتن چه سود دارد این کوهسار سنگی با باغچه های رنگی وقتی شقایقی نیست دیدن چه سود دارد با این همه گلایه با این همه شکایت سنگ صبور اگر نیست مویه چه سود دارد بودم به عشق باران عمری در این بیابان وقتی که دلبری نیست ماندن چه سود دارد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:27 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
من جسم ام تو روح من
من کشتی تو نوح من من زخم ام تو مرحمی من ظلمت تو روشنی من راهی تو موندنی من تنها تو همدمی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:24 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
من جسم ام تو روح من
من کشتی تو نوح من من زخم ام تو مرحمی من ظلمت تو روشنی من راهی تو موندنی من تنها تو همدمی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:24 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
چه ترس از درد بی درمان که دارم چون تو درمانی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:22 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
زنده ام با نام تو
پژمرده ام بی نام تو حاضرم پرپر شوم در محضر دیدار تو |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:21 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
الهی زنده باشی نازنینم
بخندی از لبانت گل بچینم فقط یک ارزو دارم و ان هم غروب چشمهایت را نبینم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:20 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
شوق دیدنت رفته تو جونم
دیگه سخته برات اواز بخونم می خوام باور کنی تا زنده هستم نمیشه باشم و پیشت نمونم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:12 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
تو مثل اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر
مثل تقدیر مثل قسمت مثل الماسی که هیچ کس واسه اون نذاشته قیمت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:38 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
ازغمت اشک نریزم توبگو بس چه کنم
اتش سینه ی خود را با چه خاموش کنم مطمئن باش که مهرت نرود از دل من مگر ان روز که در خاک شود منزل من |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:36 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
تبودی بی تو پنهان گریه کردم تورادیدم و خندان گریه کردم
برای اینکه اشک هایم را نبینی نشستم زیر باران گریه کردم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:33 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
بیچاره گوزوم هر گجه سن سیز باخار اغلار
قان یاشیله اولدوزلاری بیربیرسایار اغلار سن ایریلیغی خوشلادون اما گجه گوندوز دفتر ده قلم شرح فراقون یازار اغلار |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:32 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
((((گل گمشده))))
همدم گل گشته ام همبستر خاکم مکن قطره قطره میچکم از چشم خود پاکم مکن روی گونه بوسه دارم جای خوش دارم پناه سینه چاکم ای بتم دیگر سیه چاکم مکن آرزوی گم شده عشق منی ماه منی من که مجنون گشته ام دیوانگی را کم مکن خم خم زلف چلیپایت مرا کرده به بند ابروان چون کمانت را دمی درهم مکن من که خو کردم ازاین بی میلی و بی مهریت دیده دریایم ببین قد نحیفم خم مکن بین عرب پورواله وشیداو مجنون گشته است لحظه ای آهوی من با ما نشین و رم مکن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:26 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
قلبی از عشق دارم امشـــــــــــــــب شعرهای فراوان دارم امشــــــــــــــــب دیدگانم همه بارانی
خیس خیس است هوای کوی یـــــار دارم امشــــــــــــــــــب تنهایی بی تو بودن مرا پــــــــــــــــــــــژمرد بیا ساقی که من غم دارم امشــــــــــــــب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:41 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
ناز ان چشمی که سویش مال ماست
ناز ان زلفی که تارش مال ماست ناز ان چوپان که سازش مال ماست ناز ان یاری که قلبش یاد ماست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 19:37 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
نفسم می گیرد در هوایی که نفس های تو نیست
پایم نرود هر کجا که اثر پای تو نیست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 19:35 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
اگر روزی مقدر شد که با اشک وضو سازم
خدا داند که با چشمت هزاران قبله می شازم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 19:34 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
گرچه دوست نمی خرد ما را به ریالی
ولی نفروشم تار مویش به جهانی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 19:33 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
اگر چشمان من رویاست تویی فانوس شب هایش
اگر حرفی زدم از گل تویی مفهوم و معنایش |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 19:32 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
فلسفه به من اموخت به عشق نیندیشم ولی
هیچ فلسفه ای این را نمی داند که تو شایسته ی انی که عاشقت باشم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 19:31 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
زندگی کن و لبخند بزن به خاطر ان هایی که با لبخندت زندگی می کنند
از نفست گرمی می گیرند و به امید تو زنده هستند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 19:29 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
تو شدی خدای عشقو من شدم بنده ی عشق
تو شدی یه باغ زیبا من شدم گل شقایق |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 19:28 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
چنان دوست می دارمت که گر فراق افتد تو صبر از من توانی کرد و من صبر نتوانم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 19:27 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
لطف ها کردی که با من از محبت دم زدی
زین سبب از جمله خوبان جدایت می کنم گر جدایی هم کنی هرگز مشو غافل ز من نا امید گر کنی می میرم اما باز هم در همان حالت که می میرم دعایت می کنم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 19:26 توسط محسن رحمانی فر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|